دعوتی برای یک آغاز

ریحانه و محمد · ۱۴۰۵

قصه‌ی ما

از یک آشنایی، تا یک «ما»

بعضی قصه‌ها با یک سلام ساده شروع می‌شوند؛ بعد یک روز می‌بینی همان آدم شده نفر اولِ تعریف کردن خبرهای خوب... و البته شنیدن غرغرهای بی‌دلیل!

۰۱

یک آشنایی

همه‌چیز با یک سلامِ خیلی معمولی شروع شد...

نه اتفاق عجیب، نه صحنه‌ی فیلم؛
فقط یک آشنایی ساده که انگار تصمیم گرفته بود ساده نماند.

۰۲

کم‌کم آشنا

یک‌دفعه دیدیم، جزئی از روزهای هم شده‌ایم

خبرهای خوب، خنده‌های بی‌دلیل و حتی سؤال مهمِ «چی بخوریم؟»
کم‌کم دونفره شد؛ و روزهای معمولی، کمی بیشتر لبخند داشتند.

۰۳

نزدیک‌تر شدن

دو مسیر، آرام‌آرام به یک راه رسید

میان خنده‌ها، دل‌نگرانی‌ها و تصمیم‌ها فهمیدیم کنار هم بودن همه‌چیز را بهتر می‌کند؛
البته به‌جز انتخاب فیلم، که هنوز هم پروژه‌ی مشترک است!

۰۴

انتخاب

و بعد، «من» کم‌کم شد «ما»

انتخاب کردیم کنار هم بمانیم، رشد کنیم
و برای تصمیم‌های کوچک و بزرگ—از آینده تا شام فردا—یک تیم باشیم.

۰۵

ازدواج

و حالا...

قصه‌ای که با یک آشنایی آغاز شد،
به زیباترین قرار زندگی‌مان رسیده است.

ریحانه&محمد

و خوشحالیم که آغاز این فصل تازه را
در کنار شما جشن می‌گیریم.

با همراهی خانواده‌ها

ریحانه&محمد

شما را به جشن آغاز زندگی مشترکمان دعوت می‌کنیم

تا شب به‌یادماندنی ما

تا قرار ما

شمارش معکوس

۰۰روز
۰۰ساعت
۰۰دقیقه
۰۰ثانیه
تصویر ریحانه و محمد

قصه‌ی ما، خلاصه‌شده

دو نفر، یک تصمیم قشنگ

از یک سلام ساده رسیدیم به یک «ما»؛ با کلی خنده، چند تصمیم جدی و احتمالاً تعداد زیادی سؤالِ «حالا چی بخوریم؟». خوشحالیم این فصل تازه را کنار شما جشن می‌گیریم.

قرار دیدار

جزئیات مراسم

تاریخ

پنجشنبه
۲۳ مهر ۱۴۰۵

ساعت

۱۹:۳۰

مکان

محضر ازدواج باغ لادن
مشهد

مراسم

جشن عقد

کنار هم

برنامه شب ما

آغاز مراسم

شروع شبی که برای همیشه به یادمان می‌ماند.

پذیرایی

کنار هم، با عطر چای و شیرینی و گفت‌وگوهای خوب.

جشن و خاطره‌سازی

موسیقی، خنده و چند قاب خوب برای آلبوم خاطره‌ها.

پذیرایی شام

و آخر شب، شام کنار هم؛ چون هیچ جشن خوبی نباید گرسنه تمام شود!

مکان جشن

محضر ازدواج باغ لادن

مشهد، خضرایی منش